الملا فتح الله الكاشاني

23

تفسير خلاصه منهج الصادقين ( خلاصة المنهج ) ( فارسى )

بنظير افتتاح اين سوره نيز بثبوت ملكيت سماوات و ارض نمود براى خود و فرمود كه بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ - تَبارَكَ در كشف اسرار از اين لفظ سه معنى را اختيار نموده‌اند از جملهء معانى كه مفسران در آن گفته‌اند يكى آنكه بركت از اوست و اين اشارتست به كار سازى و بنده نوازى او سبحانه - دوم آنكه بزرگوار و برتر است و اين بيان صفت سرمدى و نشان عزة ازلى و ابدى اوست - سيم آنكه دائم ثابتست و اين عبارت از دوام ذات اوست كه لم يزل و لم يزالست پس حاصل معنى اينست كه بزرگوار و كثير الخير و برتر و بر دوام است الَّذِي نَزَّلَ الْفُرْقانَ آنخدائيكه فرو فرستاد قرآن را كه جدا كننده است ميان حق و باطل بتقرير تمام و تميز كننده است ميان محق و مبطل باعجاز تمام و يا مفروق الايات و السور در انزال عَلى عَبْدِهِ بر بندهء خود كه محمد است لِيَكُونَ تا باشد بندهء او يا قرآن لِلْعالَمِينَ مر همهء آدميان را و پريان را نَذِيراً بيم كنندهء از عذاب الهى و عقاب پادشاهى الَّذِي لَهُ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ آنخدائى كه مر او راست پادشاهى آسمانها و زمينها چه او متفرد است بآفريدن همهء ممكنات پس تصرف در آن او را رسد نه غير او را وَ لَمْ يَتَّخِذْ وَلَداً و فرا نگرفت فرزندى چنان كه زعم وثنية است وَ لَمْ يَكُنْ لَهُ و نبوده و نيست مر او را شَرِيكٌ فِي الْمُلْكِ انبازى در پادشاهى همچنانكه ثنوية ميگويند يعنى او را ثابتست پادشاهى مطلق و بىفرزندى كه قايم مقام او تواند بود و يا شريكى كه با او مقاومت توان نمود پس بجهة تنبيه بر اين وجه ميفرمايد كه وَ خَلَقَ كُلَّ شَيْءٍ و بيافريد همهء چيزها را از مواد مخصوصه بهيآت مختلفه و صور متنوعه و غير آن از مكونات حيوانيه و نباتيه و جماديه و آثار علويه فَقَدَّرَهُ پس اندازه كرد آنچيز را تَقْدِيراً اندازه كردنى يعنى او را مهيا ساخت براى خصايص و افعالى كه از او ميخواست چون هيئت انسان از براى فهم و ادراك و نظر و استنباط صنايع متنوعه و غير آن بعد از آن از حال كفار خبر ميدهد وَ اتَّخَذُوا و فرا گرفتند كافران مِنْ دُونِهِ از غير خداى آفريدگار آلِهَةً لا يَخْلُقُونَ شَيْئاً خدايانى كه نيافرينند چيزيرا و قادر نباشند بر خلق هيچ چيز وَ هُمْ يُخْلَقُونَ و حال آنست كه ايشان آفريده شده‌اند و هر مخلوقى محتاح است در وجوه بخالقى و محتاج خداى را نشايد پس بتان كه عبده ايشانرا ميتراشند و بهر وجهى كه ميخواهند تصويرشان ميكنند چگونه سزاوار پرستش باشند وَ لا يَمْلِكُونَ و با وجود مخلوقيت نميتوانند كه لِأَنْفُسِهِمْ ضَرًّا بر نفسهاى خود بازداشتن ضررى را و لا نفعا و نه جذب